خداوندا انکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت کاش در تنها ترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذارند
من و تو خیلی کارها به دنیا بدهکاریم…
مثل… یک عکس دو نفره
چرخ زدن بی دلیل در خیابان
نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ اما گرم در یک روز سرد زمستانی
ببین من و تو هنوز خیلی کار داریم…
من و تو حتی خاطره آشناییمان را هم به دنیا بدهکاریم...
برچسب:
نویسنده: mahmood
گـاهـي دور از چـشـم ابـرهـا هـم
مـيـتـوان عـاشـق شـد
مـيـتـوان بـغـض کـرد
مـيـتـوان بـاريـد
گـاهـي دور از چـشـم مـداد رنگی ها هـم
مـيـتـوان نـقـاش شـد
مـيـتـوان آسـمـان داشـت
مـيـتـوان آبـي شـد ...
امـا گـاهـي !
دور از چـشـم گـذشـتـه
نـمـيـتـوان امـروز را
پـشـت هـيـچ فـردايـي پـنـهـان کـرد ...
برچسب:
نویسنده: mahmood
بیا تمامش کنیم ...
همه چیز را ...
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور شوی به ماندن .
نگران نباش .
قول می دهم کسی جای تو را نمی گیرد .
اما فراموشم کن .
بیخیال من ...
بیخیال همه خاطره های ریز و درشتی که جا گذاشتی ،
بیخیال دفترهایی که یکی بعد از دیگری پر می شدند از نامه هایی که تو هرگز نخوندی ...
بیخیال دلی که شکست ،
بیخیال ،
بخند ...
تو که مقصر نبودی.
من این بازی را شروع کردم .
خودم هم تمامش می کنم ...
می دانی ؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است .
بیا به هم نرسیم .
برچسب:
نویسنده: mahmood
زیاده خواه نیستم !
جاده ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی ..
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی..
کمی هیزم.. کمی آتش.. مه ِ جنگلی ..
کمی تاریکی ِ محض.. کمی مستی.. کمی مهتاب..
و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ...!
تـو باشی
مـن باشم
و ...هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان ...♥
برچسب:
نویسنده: mahmood
شاید برایت عجیب است این همه آرامشم در مقابلت.....
خودمانی بگویم به آخر که برسی فقط نگاه میکنی
.
.
سرد است و من تنهایم
چه جمله ای
پر از کلیشه
پر از تهوع
جای گرم نشسته ای و میخوانی:
سرد است
یخ نمیکنی
حس نمیکنی
که من برای نوشتن همین دو کلمه چه سرمای را گذرانده ام
برچسب:
نویسنده: mahmood
کاش ما هم بچه بودیم و کسی کارمون نداشت
برچسب:
نویسنده: mahmood