خرید بک لینک

درباره سایت

عشق کهنه

خداوندا انکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت کاش در تنها ترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذارند

من و تو خیلی کارها به دنیا بدهکاریم…

مثل… یک عکس دو نفره

چرخ زدن بی دلیل در خیابان

نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ اما گرم در یک روز سرد زمستانی

ببین من و تو هنوز خیلی کار داریم…

من و تو حتی خاطره آشناییمان را هم به دنیا بدهکاریم...

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:57

و شاید سال ها بعد
بی تفاوت از کنار هم بگذریم و ..
بگوییم آن غربیه
چقدر شبیه
خاطراتم بود

   نمیشود...

 

 

 

 

 

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:57

تمام ِ آدم ها توی ِ زندگیشان یک ماجرای " پنهونی " دارند

یک اتفاق ِ پنهونی

یک حس پنهونی

یک آدم پنهونی

شاید هم یک عشق پنهونی

می فهمین چی می گم؟

 

 

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:54

گـاهـي دور از چـشـم ابـرهـا هـم
مـيـتـوان عـاشـق شـد
مـيـتـوان بـغـض کـرد
مـيـتـوان بـاريـد
گـاهـي دور از چـشـم مـداد رنگی ها هـم
مـيـتـوان نـقـاش شـد
مـيـتـوان آسـمـان داشـت
مـيـتـوان آبـي شـد ...
امـا گـاهـي !
دور از چـشـم گـذشـتـه
نـمـيـتـوان امـروز را
پـشـت هـيـچ فـردايـي پـنـهـان کـرد ...

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:52

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست
که یک نفر احساست رو بفهمه
بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی !!!

 

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:51


بیا تمامش کنیم ...
همه چیز را ...
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور شوی به ماندن .
نگران نباش .
قول می دهم کسی جای تو را نمی گیرد .
اما فراموشم کن .
بیخیال من ...
بیخیال همه خاطره های ریز و درشتی که جا گذاشتی ،
بیخیال دفترهایی که یکی بعد از دیگری پر می شدند از نامه هایی که تو هرگز نخوندی ...
بیخیال دلی که شکست ،
بیخیال ،
بخند ...
تو که مقصر نبودی.
من این بازی را شروع کردم .
خودم هم تمامش می کنم ...
می دانی ؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است .
بیا به هم نرسیم .

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:50

«پیشانی ام»

سجده گاه لب هایت؛

«چشمانم»

میعادگاه قدم هایت؛

«دستانم»،

تکیه گاه خستگیهایت؛

و «قلبم»،

حریم دلتنگیهایت؛

تمامی اینها،

ارزانی «نیم نگاهت»!

 

 

 

 

 

 

 

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:48

اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم
چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم
کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست
شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . . . .

 

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:47


عاشق اسمم می شوم
وقتی
تو صدایم می کنی ...

 

 

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:46

دوســـت دارم این رو نوک پنجـــــه بلند شدن ها رو
و بوســــیدن لب های تـــــــــو را
همان لحظه هایی که تو یک عالمه زن می شی
و مــَـــــن یک عالمه مــَــــرد !!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:45


تو سکوت می کنی

فریاد زمانم را نمی شنوی !

یک روز من سکوت خواهم کرد !

تو آن روز

برای اولین بار

مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید !!

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:42

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم …!

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:40


زیاده خواه نیستم !
جاده ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی ..
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی..
کمی هیزم.. کمی آتش.. مه ِ جنگلی ..
کمی تاریکی ِ محض.. کمی مستی.. کمی مهتاب..
و بوی یـار.. و 
بوی یـار.. و بوی یـار ...!
تـو باشی
مـن باشم
و ...هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان ...♥

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:39

شاید برایت عجیب است این همه آرامشم در مقابلت.....

خودمانی بگویم به آخر که برسی فقط نگاه میکنی

.

.

سرد است و من تنهایم

چه جمله ای

پر از کلیشه

پر از تهوع

جای گرم نشسته ای و میخوانی:

سرد است

یخ نمیکنی

حس نمیکنی

که من برای نوشتن همین دو کلمه چه سرمای را گذرانده ام

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:20

کاش ما هم بچه بودیم و کسی کارمون نداشت

برچسب: نویسنده: mahmood تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 0:08

صفحه بندی